زندگی دو نفره مازندگی دو نفره ما، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 2 روز سن داره
زندگی سه نفره مازندگی سه نفره ما، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 3 روز سن داره
زندگی چهار نفره مازندگی چهار نفره ما، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 3 روز سن داره
زندگی پنج نفره مازندگی پنج نفره ما، تا این لحظه: 2 سال و 5 ماه و 17 روز سن داره

هدیه زیبای خدا..لحظه لحظه های داشتن تو

خوشبخت ترینم

:-(

سلام قشنگم   مشهد کنسل شد گلم حداقل فعلا   بابا بزرگ دو روز پیش که برای ما میخواستن چراغ خواب نصب کنن میرن روی صندلی و از روش می افتن پایین قفسه سینشون آسیب میبینه الان بهترن ولی بازم نمیتونن تو ماشین بشینن حالا اگه تا هفته دیگه خوب شن میریم وگرنه دیگه نمیشه بریم دخترم دعا کن اول بخاطر سلامتی بابا بزرگ جون بعدش بخاطر رفتن به مشهد بد جوری رو دلمه که برم پابوس آقام   دوستت دارم گلم میسپارمت به خدای مهربون     ...
19 شهريور 1393

ولادت آقامون امام رضا (ع)

سلام دختر نازم   الان که دارم برات مینویسم تو بغلمی و داری نق نق میزنی بخاطر همین من تند تند مینویسم و خلاصه   امروز یک شنبه 16 شهریور(شما 1 ماه و 19 روزته) و ولادت امام رضا (ع) هستش   امام رضا (ع)امام هشتم ما شیعیانن و توی مشهد دفن هستن   و خبر خوش من برای شما اینه که انشا الله اگه آقامون بطلبن چهارشنبه یعنی 19 شهریور میریم مشهد به پابوس آقا   امروز رو هم با تاخیر بهت تبریک میگم   از صبح خونه بابا بزرگ بودیم و متاسفانه تلفنشون قطع بود نتونستم بیام و برات بنویسم   دوستت دارم عزیز تر از جونم میسپارمت به خدا ...
16 شهريور 1393

حرف های دلم با خدای مهربون

سلام پروردگارم سلام خدای خوب و مهربونم خدایا من خوب خوبم ... خوب تر از هر وقتی خدایا اومدم برای دخترم بنویسم که چقدر بهم لطف داشتی خدای مهربونم اومدم بگم بابت سه فرشته ای که تو زندگیم بهم دادی صد ها هزار بار سجده شکر به جا میارم   خدای مهربونم فرشته اول مادر فرشته ای که تو این 11 ماه بهش خیلی زحمت دادم فرشته ای که بی منت وقتی استراحت داشتم ازم پرستاری کرد فرشته ای که با شادی من شاد بود و با ناراحتی من ناراحت فرشته ای که تو این 11 ماه بخاطر مشکلات خانوادگی خیلی غصه خورد ولی نذاشت من غصه بخورم(جا داره همین جا ازت تشکر کنم خدای مهربونم که این مشکلات هم ختم به خیر شد) فرشته ای که دلم از همین الان براش پر میک...
13 شهريور 1393

سلام بابایی

سلام دختر نازم   امروز پنج شنبه 13 شهریوره و شما 1 ماه و 16 روز سن داری عروسکم   دختر گلم بابایی الان اصفهانه و انشا الله فردا صبح پیشمونه هورااااااااااااااااااااااااااااااا   این آخرین دوری ما بود که خداروشکررررررر فردا تمام میشه   همین جا از بابای مهربون که 11 ماه دوری و تنهایی تو غربت رو بخاطر سلامتی ما دو تا تحمل کرد تشکر فراوان میکنمممممممم مچکریم بابایی   دوست داریم     ...
13 شهريور 1393

عروسک کچلم D-:

  اینم عکس زهرا جونم   در 43روزگی (1 ماه و 12 روز)       عروسک کچل من قرمز پوشیدهههه   تو رختخواب خوشکلش آروم خوابیدهههه   عروسک من ... چشماتو وا کن .... وقتی که شب شد ... اونوقت لالا کن               دوستت دارم عروسکمممم     ...
10 شهريور 1393

لالایی قسمت سوم

  دوباره ماه زيبا نشسته اون بالاها مي تابه نور مهتاب همه چشما پر از خواب مامان جونم بخون باز برايم شعر وآواز شده وقت لالايي عروسك جان كجايي   لالا لالا آناناس عروسك تو تنهاس بگير اونو توآغوش لحافتو بكش روش   لالا لالاگلابي خيال كن روي تابي يا تو قايق رو آبي حالا راحت مي خوابي   لالا پسته خندون خوابيده گل تو گلدون توهم مثل گل ناز نگفتي شب بخير باز بذار چشاتو رو هم نباشه تو دلت غم   لالا انار دون دون نمي ره خوابت آسون ببين خورشيد خوابيده لحافو روش كشيده لحاف پر ستاره يه ماه نصفه داره   لالا شليل وآلو بالش پنبه ايت كو كجا قايم شده كوش؟ خوابيده روي اون ...
9 شهريور 1393

لالایی قسمت دوم

  لالالالا گل مريم فداي تو مي شم هر دم لالالالا گل نازم خودم رو من فدات سازم لالالالا گل ياسم تموم عمر به پات وايسم لالالالا گل مينا به عشق توست چشام بينا لالالالا گل شب بو تويي خوشرنگ تويي خوشبو لالالالا گل گل پونه بابات مياد زودي خونه لالالالا گل لادن همه خوبي به تو دادن لالالالا گل نعنا فداي اون قد رعنا لالالالا گل گل لاله دوست داريم من و خاله لالالالا گل چايي دوست داريم من و دايي لالالالا گل زيره چرا خوابت نمي گيره؟ لالالالا گل خشخاش بابات رفته خدا همراش بابات رفته سوي كرمون تويي درد مرا درمون لالالالا گل فندق جهازت هست توي صندوق لالالالا گل سرخم مبادا تو بشي سر خم لالالالا گل سنبل عزيز من تويي چون گل لالالا...
9 شهريور 1393

بهداشت نوبت سوم.42 روزگی

سلام عزیز دلم   خیلی خوشحالم که حالت خوبه و بغل مامانی خوابی   دختر گلم همونطور که قبلا گفتم پنجشنبه بعد از ظهر در 40 روزگی موهاتو زدیم و شما کچل شدی (اونقدردختر خوبی بودی که اصلا گریه نکردی و برای خودت اینور و اونور رو نگاه میکردی فقط متاسفانه من یادم رفت ازت فیلم بگیرم البته خب کسی نبود سرت رو بگیره تا بابا بزرگ بتونن موهاتو بزنن بخاطر همون منم یادم رفت با اینکه دوربین رو آماده کرده بودم )   دیروز ظهر هم در 41 روزگی حمام رفتی ( کلی هم گریه کردی بر عکس حمام بار اول که ساکت بودی تا مادر جون شما رو شستن )   امروز هم با مادر جون رفتیم بهداشت و چکاپ شدی به شرح زیر: قد 56 سانت وزن 4650 گرم ...
8 شهريور 1393